تاريخ : دوشنبه یکم خرداد 1391 | 9:48 | نویسنده : آرمان

نام پدر: عبدالله

نام مادر: آمنه بنت وهب، بن عبد مناف، بن زهره بن کلاب بن مرّه

تاریخ تولد:سال عام الفیل که سپاه أبرهه برای ویران کردن کعبه آمده بود،صبح روز دوشنبه دوازدهم ماه ربیع الأول که برابر است با 20ماه آوریل 570میلادی،(البته روایات دیگری نیز با اختلافات ناچیزی موجود می باشد،لکن این قول در نزد جمهور علما واصحاب تاریخ اصح تر است)

محل تولد:مکه مکرمه، نزدیکی کوه صفا در منزل ابو طالب (این مکان اکنون وجود دارد وبه کتابخانه شهر مکه تبدیل شده است)

طایفه: بنی هاشم

نسب پیامبر:محمّد بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف بن قصَی بن کلاب بن مرّه بن کعب بن لؤی بن غالب بن فهر بن مالک بن النضر بن کنانه بن خزیمه بن مدرکه بن الیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان، الی اسماعیل بن ابراهیم

نام مادر بزرگ مادری: فاطمه بنت عمر مخزومیه

نام مادر بزرگ پدری:بُره بنت عبدالعزی بن عثمان بن عبدالدار بن قصَی بن کلاب بن مرّه

سن: 63سال

تاریخ وفات پدر پیامبر(صلّ الله علیه وآله وسلّم):پیامبر دو ماه داشتند که پدرشان هنگام بازگشت ازسفر شام. در مدینه فوت نمودند وآنحضرت هیچگاه پدر خویش را ندیدند

تاریخ وفات مادر پیامبر(صلّ الله علیه وآله وسلّم): پیامبر هنگامی که شش سال داشتندمادرش وی را به مدینه به پیش دایی هایش برد ودر هنگام باز گشت به مکه در محلی به نام "ابواء" در بین مکه ومدینه فوت نمودند

تعدادخواهران وبرادران: ایشان هیچ خواهر وبرادری نداشتند

نام دایه (زنی که که به وی شیر می داد واو رابزرگ کرد): حلیمه دختر ابوذوئیب سعدیه

اولین کسی که به پیامبر شیرداد: ثویبه اسلمیه(کنیز ابو لهب) سپس حلیمه دختر ابو ذوئیب سعدیه که حارث بن عبدالعزی همسرش بود

برادران وخواهران رضاعی پیامبر از ثویبه: عبدالله بن جحش ،حمزه بن عبدالمطلب، أبوسلمه بن عبدالاسد، مسروح بن ثویبه،  از حلیمه سعدیه: عبدالله.أنیسه و حذافه (شیماء) که شیما پرستاری آنحضرت را بر عهده داشت

نام پدر بزرگ پدری پیامبر(صلّ الله علیه وآله وسلّم):عبدالمطلب

کنیه ولقب پیامبر(صلّ الله علیه وآله وسلّم):کنیه ایشان ابولقاسم ولقبشان أمین بود(به دلیل صداقت وأمانتداری که داشتند به این نام ملقّب گشتند)

سنّ پیامبر هنگام مبعوث شدن به پیامبری وتاریخ ومکان آن:در مکه مکرمه، در غار حراء ودر سن چهل سالگی به پیامبری مبعوث شدند، که بنا به روایتی در روز دوشنبه بیست ویکم ماه رمضان ومطابق با دهم آگوست سال610میلادی اتفاق افتاده است، ودر روایتی دیگر هفدهم ماه رمضان بوده برابر با ششم اوت610میلادی

رنگ صورت:سفید مایل به سرخ

رنگ چشمان:سیاه

رنگ مو:سیاه

قد:متوسط چهارشانه

تعداد زنانی که در طول حیات با آنها ازدواج نمودند:15 زن و2 جاریه داشتند،(علامه ابوبکر بیهقی از طریق سعید بن ابی عروبه از قتاده روایت می کند که رسول الله جمعاً در طول حیات خویش با 15 زن ازدواج نمودند وبا13 نفر از آنها همبستر شدند،و11زن در آن واحد در تحت نکاح داشتند ودر هنگام رحلت ایشان 9 زن تحت نکاح داشتند)

اولین زن پیامبر:حضرت خدیجه دختر خویلد(رض)

محل وتاریخ ازدواج پیامبر با خدیجه:مکه مکرمه 28 سال قبل هجرت

مهریه حضرت خدیجه : 20شتر بکر

نام زنان پیامبر(صلّ الله علیه وآله وسلّم) به ترتیب ازدواج:خدیجه دختر خویلد، سوده دختر زمعه،عایشه دختر ابوبکر،حفصه دختر حضرت عمر،زینب دختر خزیمه، ام سلمه هند دختر ابی امیه مخذومی، زینب بنت جحش، جویریه دختر حارث، ام حبیبه رمله دختر ابی سفیان، صفیه دختر حیی بنت اخطب، میمونه دختر حارث هلالی، ماریه دختر شمعون قبطی مصری، ریحانه دخترزید،عمرة دختر یزید الغفاریه ،شبناء(البته پیامبر با این دو زن آخر همبستر نشدند و آنهارا طلاق دادند)

نام جاریه های پیامبر:ماریه دختر شمعون قبطی مصری،ریحانه دختر شمعون القرظیه

پیامبر با دستور خداوند با کدام زن ازدواج نمودند:زینب بنت جحش

تعداد فرزندان :7فرزند

نام فرزندان پسر:قاسم ،عبدالله (البته عبدالله به طیب وطاهر نیز ملقب بود) ابراهیم (به جز ابراهیم که از ماریه قبطیه بود مابقی فرزندان همه از حضرت خدیجه بودند)

نام فرزندان دختر:زینب، رقیّه، ام کلثوم، فاطمه

نام نوه های پیامبر(صلّ الله علیه وآله وسلّم):حسن ،حسین، محسن(البته در روایات ضعیفی آمده است) زینب، ام کلثوم، که اینها فرزندان حضرت فاطمه بودند پسری به نام علی ودختری به نام عمامه از زینب داشتند وعبدالله که از دختر دیگرشان رقیّه بود

عموهای پیامبر: زبیر، ابوطالب، عباس ،ضرار، حمزه، مقوم، خحل (غیداق) حارث، ابولهب (عبدالعزی)

عمه ها: ام حکیم(بیضاء) عاتکه، امیمه، اروی، بره، صفیه

دایی ها: اسود بن یغوث، عبدالله بن الارقم بن یغوث

خدام پیامبر: حضرت انس، ابن مسعود، ایمن ابن ام ایمن، ربیع بن کعب، عقبه بن عامر، سعدمولی بن ابی بکر، اشلع بن شریک، ابوذر غفاری، مهاجر مولی أم سلمه، حنین، نعیم، ابوالحمراء ،  ابوالسمخ (رضی الله عنهم أجمعین)

تاریخ وفات: روز دوشنبه 12 ربیع الاول سال 11 هجرت که 63 سال داشتند

محل وفات: مدینه منوره در حجره حضرت عایشه(رض) وهمانجا به خاک سپرده شدند

نشانه های نبوت رسول الله(صلّ الله علیه وآله وسلّم) :1_ واقعه شکافتن سینه آنحضرت( شرح صدر) 2_خاتم نبوت، مهر نبوت که بر پشت آنحضرت قرار داشتند 3_خواب های صالحه، یکی دیگر از علامات نبوت ایشان دیدن خواب های صالحه وصحیح بود

 نام غزوه ها(جنگ هایی که پیامبر خود در آن حضور داشتند): ابواء( بدر اول که به بدر کبری هم مشهور است) احد، بنی نضیر، ذات الرقاع، دومة الجندل ،احزاب (خندق) بنی قریظه ، تهامه، ذی قَرَد، بنی مصطلق، موته ،خیبر، حنین، بدردوم، فتح مکه، طائف، تبوک

نام جنگ هایی که در زمان پیامبر اتفاق افتاد: : ابواء( بدر اول که به بدر کبری هم مشهور است) احد، بنی نضیر، ذات الرقاع، دومة الجندل ،احزاب (خندق) بنی قریظه ، تهامه، ذی قَرَد، بنی مصطلق، موته ،خیبر، حنین، بدردوم، فتح مکه، طائف، تبوک،بحران،بنی لحیان،حمراء الأسود،ذی اَمَر،نجد،بنی سُلیم،قینُقاع

چندمین پیامبر اولوالعزم: پنجمین پیامبر اولوالعزم بودند

چندمین پیامبرمرسل: سیصد وسیزدهمین پیامبر مرسل بودند

مدت رسالت پیامبری ودعوت: 23 سال

تاریخ واقعه شب معراج:درمورد تاریخ این واقعه اختلافات فراوانی وجود دارد ودر این مورد شش قول مختلف آمده است

1_امام طبری می گوید این واقعه در همان سال آغاز نبوت بوده است

2_امام نووی وقرطبی می گویند پنج سال بعد از بعثت بوده است

3_علامه منصوری فوری وبرخی دیگر می گویند که در 27 رجب سال دهم بعثت بوده است

4_رمضان سال دوازدهم بعثت

5_در محرم سال سیزدهم یعنی یک سال و دو ماه پیش از هجرت

6_یک سال پیش از هجرت یعنی در ماه ربیع الاول سال سیزدهم بعثت

که البته سه نظریه اول به این دلایل مردود می باشند که: حضرت خدیجه(رض)در ماه رمضان سال دهم بغثت فوت نمودند ووفات او پیش از فرض شدن نمازهای پنجگانه بوده است وهیچ گونه اختلافی درآن نیست  که نمازهای پنجگانه در شب اسراء فرض گردید وبرای سه نظریه دیگر گفت والله اعلم

در معراج چه اتفاقی روی داد:پیامبر به یک مهمانی وضیافتی از سوی پروردگار دعوت شد تا به وسیله این سفر غم واندوه هایی  را که بر اثر تحمل سختی های فراوانی که کشیده بودند به پایان برسد ودر آن واقعه پیامبر از مسجد الحرام به مسجد الأقصی برده شد، واز آنجا به سیر در آسمان ها ومقامات قرب الهی ومشاهده آیات الهی وملاقات با أنبیا مشرف گردید

معجزات بارز پیامبر :1_مهمترین وبزرگترین معجزه رسول الله قرآن می باشد که تا قیامت پابرجا خواهد ماند  2_شکافتن ماه(ماه را دونصف کردند) 3_ واقعه شب معراج

مدت تبلیغ ودعوت در مکه:13 سال

مدت تبلیغ ودعوت درمدینه:10سال

مدت دعوت پنهانی: سه سال اول در مکه

تاریخ هجرت پیامبر از مکه به مدینه: دوم ربیع الاول سال سیزدهم بعثت به همراه حضرت ابو بکر صدیق

مکان وتاریخ نزول اولین وحی:غار حراء(این غار در شمال غربی شهر مکه قرار دارد) ونزول وحی بنا به قولی در روز دوشنبه سوم ربیع الاول وبنا به قولی دیگر در شب لیلة القدر اتفاق افتاد

اولین آیه ای که بر پیامبر نازل شد:آیات یک تا پنج سوره علق

آخرین آیه ای که بر پیامبر(صلّ الله علیه وآله وسلّم) نازل شد:آیه 3 سوره مائده

آخرین وصیت پیامب(صلّ الله علیه وآله وسلّم)ر: امر به نماز که دائما آنرا تکرار می فرمود

نکاتی از قرآن در مورد پیامبر:

یک مسلمان می بایست هر وقت وهرجا ذکری ار پیامبر(صلّ الله علیه وآله وسلّم) آمد بروی صلوات بفرستد ودر روایت آمده است که هر کس یک صلوات برپیامبر بفرستد خداوند 10 درود بر وی می فرستد

إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يصَلُّونَ عَلَى النَّبِي يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا

خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مي‌فرستد؛ اي کساني که ايمان آورده‌ايد، بر او درود فرستيد و سلام گوييد و کاملا تسليم (فرمان او) باشيد  (الاحزاب آیه 56)

یکی از ویژگی های پیامبر این بود که بسیار  دلسوز به امت بود وبر هدایت امت بسیار حریص:

 لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ

به يقين، رسولي از خود شما بسويتان آمد که رنجهاي شما بر او سخت است؛ و اصرار بر هدايت شما دارد؛ و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است  (توبه 128)

قرآن پیامبر را بهترین الگو برای مسلمانان نام برده است:

لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يرْجُو اللَّهَ وَالْيوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا

مسلما براي شما در زندگي رسول خدا سرمشق نيکويي بود، براي آنها که اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مي‌کنند  (الأحزاب  21).

قرآن بارها برای جلوگیری از اغراق در مورد پیامبر (صلّ الله علیه وآله وسلّم) یاد آور می شود که ایشان هم پیامبری در قالب انسان بوده اما به او وحی می شده:

قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يوحَى إِلَي أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَنْ كَانَ يرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا

بگو: «من فقط بشري هستم مثل شما؛ (امتيازم اين است که) به من وحي مي‌شود که تنها معبودتان معبود يگانه است؛ پس هر که به لقاي پروردگارش اميد دارد، بايد کاري شايسته انجام دهد، و هيچ کس را در عبادت پروردگارش شريک نکند (کهف  110)

قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يوحَى إِلَي أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيلٌ لِلْمُشْرِكِينَ

بگو: من فقط انساني مثل شما هستم؛ اين حقيقت بر من وحي مي‌شود که معبود شما معبودي يگانه است؛ پس تمام توجه خويش را به او کنيد و از وي آمرزش طلبيد؛ واي بر مشرکان  فصلت آیه 6!

پیامبر غیب نمی دانست  واین را هم ادعا نمیکرد پس به طریق اولی هیچ کسی بعداز پیامبر هم غیب ندانسته و هرکس هم چنین ادعایی کند باطل است اما می شود گفت که بعضی از اخبار غیبی بسته به شرایط وزمان بر پیامبر وحی شده باشد :

ُقلْ لَا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيبَ وَلَا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يوحَى إِلَي قُلْ هَلْ يسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ

بگو: «من نمي‌گويم خزاين خدا نزد من است؛ و من، (جز آنچه خدا به من بياموزد،) از غيب آگاه نيستم! و به شما نمي‌گويم من فرشته‌ام؛ تنها از آنچه به من وحي مي‌شود پيروي مي‌کنم.» بگو: «آيا نابينا و بينا مساويند؟! پس چرا نمي‌انديشيد؟ (الأنعام 50)

قُلْ لَا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ وَلَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيرِ وَمَا مَسَّنِي السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِقَوْمٍ يؤْمِنُونَ

بگو: «من مالک سود و زيان خويش نيستم، مگر آنچه را خدا بخواهد؛ (و از غيب و اسرار نهان نيز خبر ندارم، مگر آنچه خداوند اراده کند؛) و اگر از غيب باخبر بودم، سود فراواني براي خود فراهم مي‌کردم، و هيچ بدي (و زياني) به من نمي‌رسيد؛ من فقط بيم‌دهنده و بشارت‌دهنده‌ام براي گروهي که ايمان مي‌آورند! (و آماده پذيرش حقند  (اعراف 188))

وَلَا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيبَ وَلَا أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ وَلَا أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِي أَعْينُكُمْ لَنْ يؤْتِيهُمُ اللَّهُ خَيرًا اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا فِي أَنْفُسِهِمْ إِنِّي إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ

من هرگز به شما نمي‌گويم خزائن الهي نزد من است! و غيب هم نمي‌دانم! و نمي‌گويم من فرشته‌ام! و (نيز) نمي‌گويم کساني که در نظر شما خوار مي‌آيند، خداوند خيري به آنها نخواهد داد؛ خدا از دل آنان آگاهتر است! (با اين حال، اگر آنها را برانم،) در اين صورت از ستمکاران خواهم بود  هودآیه 31

پیامبر هم در مورد برپایی قیامت وروز رستاخیز اطلاعی نداشت:

يسْأَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ اللَّهِ وَمَا يدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيبًا

مردم از تو درباره (زمان قيام) قيامت سؤال مي‌کنند، بگو: «علم آن تنها نزد خداست!» و چه مي‌داني شايد قيامت نزديک باشد( الاحزاب )63!

قُلْ لَا يعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيبَ إِلَّا اللَّهُ وَمَا يشْعُرُونَ أَيانَ يبْعَثُونَ

بگو: «کساني که در آسمانها و زمين هستند غيب نمي‌دانند جز خدا، و نمي‌دانند کي برانگيخته مي‌شوند  (النمل  65)

عَالِمُ الْغَيبِ فَلَا يظْهِرُ عَلَى غَيبِهِ أَحَدًا

داناي غيب اوست و هيچ کس را بر اسرار غيبش آگاه نمي‌سازد، سوره جن آیه 26

همسران پیامبر تا قیامت  مادران مومنان هستند لذا بعد از فوت پیامبر هم باکسی ازدواج نکردند:

النَّبِي أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلَّا أَنْ تَفْعَلُوا إِلَى أَوْلِيائِكُمْ مَعْرُوفًا كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا

پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است؛ و همسران او مادران آنها [= مؤمنان‌] محسوب مي‌شوند؛ و خويشاوندان نسبت به يکديگر از مؤمنان و مهاجران در آنچه خدا مقرر داشته اولي هستند، مگر اينکه بخواهيد نسبت به دوستانتان نيکي کنيد (و سهمي از اموال خود را به آنها بدهيد)؛ اين حکم در کتاب (الهي) نوشته شده است (الاحزاب آیه 6)

پیامبر آخرین رسول خدا وآخرین حجّت خدا بر بندگان است وبعد از وی بر کسی وحی نیامده ونمی توان چنین ادعایی بر کسی داشت:

رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا

پيامبراني که بشارت‌دهنده و بيم‌دهنده بودند، تا بعد از اين پيامبران، حجتي براي مردم بر خدا باقي نماند، (و بر همه اتمام حجت شود؛) و خداوند، توانا و حکيم است  (نسا 165)

مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيءٍ عَلِيمًا

محمد (ص) پدر هيچ يک از مردان شما نبوده و نيست؛ ولي رسول خدا و ختم‌کننده و آخرين پيامبران است؛ و خداوند به همه چيز آگاه است  (الاحزاب آیه 40)!

پیامبر اسلام در دریافت وابلاغ وحی وعمل به آن معصوم ودور از هرگونه خطا واشتباهی بوده است وهمیشه اعمال ورفتار وحتی نیات پیامبر از طریق وحی کنترل می شده است لذا این معصومیت مختص پیامبر بوده است ونمی توان بعد از پیامبر برای کسانی دیگر  اینگونه ادعا کرد مثلا در این آیه به پیامبر از طریق وحی گوشزد می شود که ممکن بود خطا کند اما خدا اورا از خطا دور می کند لذا دیگران که به وحی دسترسی نداشتند ممکن است دچار اشتباه شده باشند واین خاصیت هر انسان وبنی آدمی است:

وَإِنْ كَادُوا لَيفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَينَا إِلَيكَ لِتَفْتَرِي عَلَينَا غَيرَهُ وَإِذًا لَاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا(الإسراء/73)

نزديک بود آنها تو را (با وسوسه‌هاي خود) از آنچه بر تو وحي کرده‌ايم بفريبند، تا غير آن را به ما نسبت دهي؛ و در آن صورت، تو را به دوستي خود برميگزينند!

  وَلَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيهِمْ شَيئًا قَلِيلًا(الإسراء/74)

و اگر ما تو را ثابت قدم نمي‌ساختيم (و در پرتو مقام عصمت، مصون از انحراف نبودي)، نزديک بود به آنان تمايل کني.

  إِذًا لَأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَينَا نَصِيرًا(الإسراء/75)

اگر چنين مي‌کردي، ما دو برابر مجازات (مشرکان) در زندگي دنيا، و دو برابر (مجازات) آنها را بعد از مرگ، به تو مي‌چشانديم؛ سپس در برابر ما، ياوري براي خود نمي‌يافتي!

  وَإِنْ كَادُوا لَيسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ لِيخْرِجُوكَ مِنْهَا وَإِذًا لَا يلْبَثُونَ خِلَافَكَ إِلَّا قَلِيلًا(الإسراء/76)

و نزديک بود (با نيرنگ و توطئه) تو را از اين سرزمين بلغزانند، تا از آن بيرونت کنند! و هرگاه چنين مي‌کردند، (گرفتار مجازات سخت الهي شده،) و پس از تو، جز مدت کمي باقي نمي‌ماندند

یا اینجا در مقام گلایه از پیامبر:

يا أَيهَا النَّبِي لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ(التحريم/1)

اي پيامبر! چرا چيزي را که خدا بر تو حلال کرده بخاطر جلب رضايت همسرانت بر خود حرام مي‌کني؟! و خداوند آمرزنده و رحيم است.

هر مسلمانی باید این را هم بداند که پیامبر دین را به طور کامل به امّت رساند لذا دین اسلام کامل است وپیامبر نسبت به امت از هر کس دیگری دلسوز تر بود لذا در امور عبادات نباید چیزی به دین افزود واین همان تعریف بدعت است و هر بدعتی گمراهی وهر گمراهی جایگاهش آتش است:

گوشت مردار، و خون، و گوشت خوک، و حيواناتي که به غير نام خدا ذبح شوند، و حيوانات خفه‌شده، و به زجر کشته شده، و آنها که بر اثر پرت‌شدن از بلندي بميرند، و آنها که به ضرب شاخ حيوان ديگري مرده باشند، و باقيمانده صيد حيوان درنده -مگر آنکه (بموقع به آن حيوان برسيد، و) آن را سرببريد- و حيواناتي که روي بتها (يا در برابر آنها) ذبح مي‌شوند، (همه) بر شما حرام شده است؛ و (همچنين) قسمت کردن گوشت حيوان به وسيله چوبه‌هاي تير مخصوص بخت آزمايي؛ تمام اين اعمال، فسق و گناه است -امروز، کافران از (زوال) آيين شما،مأيوس شدند؛ بنابر اين، از آنها نترسيد! و از (مخالفت) من بترسيد! امروز، دين شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم- اما آنها که در حال گرسنگي، دستشان به غذاي ديگري نرسد، و متمايل به گناه نباشند، (مانعي ندارد که از گوشتهاي ممنوع بخورند؛) خداوند، آمرزنده و مهربان است (المائده 3).

به یاد داشته باشیم که یکی از آفت هایی که بسیاری از ادیان را به تباهی کشاند اغراق وبزرگنمایی اشخاص وصالحان بوده است لذا در اسلام ما نباید حتی در شخصیت پیامبر هم اغراق کنیم همچنان که مسیحیت بعد از خود حضرت عیسی او را به درجه اولوهیت رساندند:

يا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَلَا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيمَ وَرُوحٌ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَةٌ انْتَهُوا خَيرًا لَكُمْ إِنَّمَا اللَّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَنْ يكُونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا

اي اهل کتاب! در دين خود، غلو (و زياده روي) نکنيد! و در باره خدا، غير از حق نگوييد! مسيح عيسي بن مريم فقط فرستاده خدا، و کلمه (و مخلوق) اوست، که او را به مريم القا نمود؛ و روحي (شايسته) از طرف او بود. بنابر اين، به خدا و پيامبران او، ايمان بياوريد! و نگوييد: «(خداوند) سه‌گانه است!» (از اين سخن) خودداري کنيد که براي شما بهتر است! خدا، تنها معبود يگانه است؛ او منزه است که فرزندي داشته باشد؛ (بلکه) از آن اوست آنچه در آسمانها و در زمين است؛ و براي تدبير و سرپرستي آنها، خداوند کافي است  (نسا  171).

قُلْ يا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيرَ الْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعُوا أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَأَضَلُّوا كَثِيرًا وَضَلُّوا عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ

بگو: «اي اهل کتاب! در دين خود، غلو (و زياده روي) نکنيد! و غير از حق نگوييد! و از هوسهاي جمعيتي که پيشتر گمراه شدند و ديگران را گمراه کردند و از راه راست منحرف گشتند، پيروي ننماييد  (مائده 77)

بــــــــــــــــــرای دریافت مقاله بالا به صورت پی دی اف اینجا کلیک کنید

دانلود download


منابع:کتاب بیو گرافی بزرگان صدر اسلام نوشته فرزاد صیفی کاران 

       قرآن کریم

       تهیه وتنظیم :وبلاگ  yekarman,blogfa.com                                     



  • نوای کاروان
  • مرکز دانلود رایگان